تبليغاتX
من خاصم ، خودم خواستم ( دریای کاسپین )
من خاصم ، خودم خواستم ( دریای کاسپین )
حسبی الله : خدا برای ما بس است . همین
نیمه ی شعبان

به نام ایزد آزادی


سلام

جمعه نیمه ی شعبانه و من به مناسبت این روز نامه ای به امام زمان از طرف آقای

ابراهیم نبوی گذاشتم

البته یه چن تا عکسم هست

تا بعد

.......................................................

محضر مبارک و محترم آقای مهدی امام زمان
اینجانب سید ابراهیم نبوی در راستای نامه سرلشگر فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و عضو شورای عالی امنیت ملی مواردی را بعرض می رساند که مبادا آن بزرگوار را فریب دهند. بخصوص در مورد این فیروزآبادی می خواستم به اطلاع برسانم که ایشان دروغ می گوید و اصلا حرف هایشان را باور نکنید، خودتان هم اگر دقت کنید، اول نامه اش این همه از شما و خانواده محترم تعریف کرده و چاپلوسی کرده که گندکاری های دولت احمدی نژاد را بپوشاند، وگرنه یک آدم دویست کیلویی که برای حمل و نقلش تراکتور یا نفربر باید استفاده شود، اصلا کجاش به آدم راستگو می خورد؟

 

اصلا مهدی جان! شما خودتان بگوئید این آدم می تواند معرفت داشته باشد؟ مگر نمی گویند "اندرون از طعام خالی دار تا در او نور معرفت بینی" این خرس گنده کجایش شبیه مومنان است؟ نصف بودجه نظامی مملکت فقط برای صبحانه و ناهار و شام این فرمانده کل مصرف می شود. البته خودتان بهتر می دانید، این آقا، با آن هیکل، که یک مشت لات و چاقوکش را فرستاده مردم بیگناه را کتک بزنند، اگر یک روده راست توی شکم گنده اش بود، این همه چاپلوسی می کرد اول نامه اش و به پدران شما و اجدادتان و پهلوی شکسته حضرت زهرا قسم می خورد و قضیه مسمومیت امام حسن و تشنگی امام حسین را مطرح می کرد. یک جوری حرف زده انگار مسمومیت امام حسن و تشنگی امام حسین هم به دست ما صورت گرفته.

 

آقای مهدی!

اگر می خواهید بفهمید این سردار قطور چقدر دروغگوست فقط نگاه کنید به اینکه در نامه اش نوشته است " سلام بر نایب بزرگوارت خمینی بت شكن" و " سلام بر امت مسلمان و امت خاص و آزاده‌ات ایرانیان سرافراز" و سلام بر " مراجع عظام تقلید، روحانیت معزز و خانواده بزرگوار شهیدان و ایثارگران." آقای مهدی! همه این سلام های این خرس گنده دروغ است. شما که از همان بالاها خودتان در جریان هستید، اولا تمام فامیل آقای خمینی را یا رد صلاحیت کردند، یا هر روز در روزنامه هایشان به آنها فحش می دهند و دامادشان را هم گرفتند الآن زندان است، آن وقت این خرس گنده سلام می کند، چه سلامی! چه علیکی! اگر کسی فامیل شما را زندانی کند، بعد به شما سلام کند، شما نمی زنید توی دهنش؟ در مورد مراجع هم دروغ می گوید، اینجوری می گوید که سرتان را گول بمالد، فکر کنید اوضاع خیلی خوب است و بیایید شما را هم مثل آقای منتظری و صانعی و چند نفر دیگر از مراجع تقلید بندازند توی یک خانه و حصرتان کنند و یکهو دیدید از خودتان هم مرتضوی اعتراف گرفت. اصلا حرف این خرس گنده را باور نکنید. در مورد روحانیت هم دروغ می گوید مثل چی! ابطحی بیچاره را که می شناسید، همان که وبلاگ می نوشت، او را گرفتند و زندانی کردند، کلی از روحانیون را زندانی کردند، بعضی ها را خلع لباس هم کردند. تو رو خدا گول اینها را نخورید، من مطمئنم به شما هم گفته اند مهدی بیا مهدی بیا که به محض اینکه آمدید توی همان فرودگاه پاسپورت تان را بگیرند و یا یک راست ببرند زندان. راستی شما که پاسپورت هم ندارید، دردسرتان دوبرابر است.

 

آقای مهدی جان!

این فیروزآبادی چاپلوس از قول حضرت علی، جد شما برداشته نوشته که " به خدا سوگند كه از انتساب هیچ منكری به من خودداری ننمودند و در رفتار میان من و خود رعایت انصاف نكردند ایشان حقی را طلب می‌كنند كه خود آن را واگذاشتند و خونی را می‌خواهند كه خود آن را ریخته اند " یعنی چی؟ فکر می کنید این سردار دویست کیلویی چه قصدی از این حرف داشته؟ همه اش می خواهد بگوید که نیروهایش مردم مسلمان را نزدند و نکشتند و دستگیر نکردند و شکنجه ندادند. در حالی که فیلم ها و عکس هایش همه موجود است، شما یک سری که تشریف بیاورید به یوتیوب یا فیس بوک و حتی بی بی سی یا هر جای دیگر، همه فیلم های لشگریان اینا  هست که چطور مردم را کتک می زنند و جلوی دوربین آنها را می کشند و زندانی می کنند و بیست نفر را کشتند و هزار نفر را زندانی کردند. آقای مهدی! الآن دیگر حتما خودتان در جریان ندا خانوم هستید، آن بیچاره اصلا توی تظاهرات هم نبود. یک پسری به اسم سهراب اعرابی را هم کشتند و تازه جسدش را هم نمی خواستند به خانواده اش بدهند. این مردک خرس گنده برای شما نامه نوشته که یعنی ما این کارها را نکردیم. جرات دارد جلوی ما این حرف ها را بزند تا همه فیلمهایش را نشان بدهیم. همه دنیا دیده اند و تازه اسم مملکت را هم به اسم شما گذاشته اند مملکت امام زمان که آبروی تان را ببرند. خواهشا حرف های اینها را باور نکنید که می دانم عمرا نمی کنید.

 

آقای مهدی!

این ها توطئه است. برداشته برای شما نامه نوشته که " او خواهد آمد( منظورش شما هستید)، ظلم و ظالمان را درهم می‌كوبد، داد مظلومان را می‌گیرد، عدل و داد بر پا می‌كند و جهان را آباد می‌كند، پس آگاهانه منتظرش باش." یعنی چی؟ غیر از این است که دارد در باغ سبز نشان می دهد که شما بیایید و شما را هم به عنوان عامل اغتشاش بگیرند؟ خودتان بگوئید اگر شما اینجا بودید و رای می دادید به آقای میرحسین موسوی و بعد می دیدید احمدی نژاد انتخاب شده و می دیدید چنان تقلبشان واضح است که انگار اصراری هم نداشته اند  مردم باور کنند، ساکت می نشستید؟ البته من نمی خواهم تحریک تان کنم که شما هم وارد درگیری شوید، مردم خودشان حواس شان هست، ولی بخدا اگر شما هم بودید می رفتید توی خیابان و یک شال سبز هم می انداختید دور گردن تان و شعار می دادید. آقای مهدی عزیز! مردم می روند روی پشت بام و می گویند الله اکبر، عرق که نمی خورند، ورق که بازی نمی کنند، الله اکبر می گویند، بعد نیروهای تحت امر همین مردک خرس گنده " اندرون از طعام هی پرکن" اخطار می کنند که نگوئید الله اکبر. الله اکبر گفتن هم جرم است؟ همان کاری که با فامیل خودتان می کردند، اینها هم دارند با مردم می کنند، و بعد نامه هم می نویسند که کی بود کی بود من نبودم. ببخشید شوخی کردم، ولی مردم اینطوری می گویند.

آقای مهدی عزیز!

ببخشید که پسرخاله شدیم و اینجوری صمیمانه خطاب تان می کنم، ولی به هر حال ما یک جورهایی آشنائیت داریم. بخاطر همین هم هست که نگران تان هستم. این سردار فیروزآبادی در نامه اش برای شما نوشته است: " روزگار نوجوانانی و آغاز جوانی‌ام در سپیده روزگار سپری شد، تا آن كه انقلاب شد. من و همه كسانم به میدان آمدیم. اگر چه عاشورایی دیگر به پا شد، اما ملت ایران نگذارد حسین تنها بماند. هزینه‌ دادیم. برادران و خواهرانم را به زندان افكندند. پدران و مادران و برادران و خواهرانم را در میدان ژاله كشتند." در این مورد، اگر چه فکر می کنم در جریان باشید، ولی این سردار دروغگو همه این حرف ها را گفته که شما متوجه نشوید که وقتی احمدی نژاد و همین خرس گنده تقلب کردند، مردم دقیقا همان کاری را کردند که این آقا می گوید در انقلاب صورت گرفته، یعنی روز سی خرداد 1388 مردم تهران و همه کسان شان به خیابان آمدند، عاشورایی دیگر بپا شد، منتهی این دفعه شمر و یزیدش همین محمود و سردارش بودند، مردم هزینه دادند، نیروهای ضد شورش هم همین چند روز قبل خواهران و برادران ما را زندانی کردند، و مردم را در میدان توحید و خیابان امیر آباد و میدان آزادی کشتند. لامروت ها لااقل اگر زمان شاه مردم کشته شده بودند، می گفتند مردم در میدان کندی( توحید) و آیزنهاور( آزادی) کشته شدند، اینها به اسم توحید و آزادی مردم را می زنند و می کشند.

آقای مهدی جان!

این آقا در نامه اش به شما نوشته است که " در زمان شاه به فیضیه و دانشگاه حمله كردند." یک جوری حرف زده انگار خودشان دانشگاه را گلباران کردند، به خدای احد و واحد، به دست بریده آقای ابوالفضل همین سردار فیروزآبادی و نیروهای تحت امرش هزار بار بدتر از گارد شاه به کوی دانشگاه حمله کردند و دانشجویان را کشتند و خوابگاه را درب و داغان کردند. شاه اگر حمله کرده بود به دانشگاه حمله کرد، اینها زمان خواب به خوابگاه دانشگاه حمله کردند. اگر هم باور نمی کنید، که می دانم می کنید، همه عکس ها و فیلم ها و اسم دستگیر شده ها و کشته ها موجود است.


آقای مهدی عزیز!

سردار فیروز آبادی از آن شکم گنده اش که مانع دیدن نوک پایش می شود، خجالت نمی کشد که برای شما نوشته است " بسیجی یعنی عاشق و عارف و شاهد. یعنی حسینی، علوی، زهرائی، یعنی آحاد ملت ولایی ایران." بخدا این حرف ها دروغ است، عاشق و عارف کجا بود؟ آخر شما خودتان بگوئید اولا عارف معنی دارد، صد تاشان مثل اویس قرنی، حسن بصری، فضیل عیاض، بایزید بسطامی و دهها عارف دیگر که احتمالا وقتی بیتوته می کردند، آنها را دیدید، طرفدار عرفان و درویش و اهل حق بودند، اولا که اینها هرچی درویش و اهل حق بود زدند و زندانی کردند و مسجدشان را بستند. این یک دروغ، یکی دیگر هم اینکه بسیجی اگر عاشق و عارف و شاهد بود، چماق و گاز اشک آور و قمه و زنجیر دستش می گرفت و زن و بچه مردم را کتک می زد؟ فقط  اسم مستعارشان در بازجویی ها حسینی و علوی و زهرائی باشد، ولی اینها دلیل نمی شود که بچه مردم را به اسم سهراب اعرابی(خودتان چک کنید متوجه می شوید) بکشند و یا سعید حجاریان را که مثل جدتان زین العابدین بیمار بود، به اسارت بردند و انداختند سلول انفرادی. جان مادرتان! شمر و یزید با یک بیمار این کارهایی را که اینها با حجاریان کردند، کرده بود؟ تازه! یک چیز دیگر که به نظرم خودتان باید یک جوری تکذیبش کنید، این است که اینها اسم هرچی مامور اطلاعات و کتک بزن و جاسوس است، گذاشتند سربازان گمنام امام زمان، منظورشان شما هستید، شما راضی هستید اینها از اسم شما سوء استفاده کنند. من می دانم فعلا در غیبت هستید و دارید از دست اینها حرص می خورید، ولی خودتان یک کاری بکنید.

آقای مهدی عزیز!

در هر حال این ها حرف هایی بود که باید خدمت تان عرض می کردم. این ها به اسم شما می روند دعا می خوانند در نیویورک که هر سال یک مشت اره و عوره شمسی کوره را ببرند سفر، بعد هم آقای احمدی نژادشان ادعا کرده که هاله نور دور سرش است. یک نفر از معاونانش هم گفته که اگر پیامبری می خواست بیاید، شبیه احمدی نژاد بود. من نمی خواهم دعوا راه بیندازم، ولی خود شما الآن بخواهید تشریف بیاورید، که به نظر من اصلا تا اینها هستند این کار را نکنید، حاضرید شبیه این مردکی که لباس پوشیدنش را بلد نیست، مثل دلقک ها هر جا می رود ادا درمی آورد، کفشش را درست نمی پوشد، کاپشن تنش می کند، مثل لات های چاله میدان حرف می زند، رفتار کنید؟ اصلا کدام پیغمبری در تاریخ 140 کیلو اضافه وزن داشت که این مردک خرس گنده دارد؟ پیغمبر که خودشان گفتند عطر خوب است، این محمود را یک ماه باید بیندازند توی وایتکس و با سیم ظرفشویی و رخشا بشورند که تمیز بشود. پیغمبر این جوری می شود؟ خودتان بگوئید، اگر کسی گفت من هاله نور دور سرم هست، نباید چهار تا زد توی سرش که دیگر چنین غلطی نکند؟

 

آقای مهدی عزیز!

این سردار عظیم الجثه در نامه اش یک مشت دروغ در مورد درگیری های اخیر نوشته می خواهد شما را سرکار بگذارد، فکر می کند شما هم هر روز فقط شبکه های تلویزیون جمهوری اسلامی نگاه می کنید و می خواهد سرتان را گول بمالد، ایشان نوشته است " در 30 خرداد آشوبگران و منافقان با چهره‌ای جدید كه چندان هم بی ارتباط با منافقان سابق نیستند، بر ملت یورش آوردند. زخم تركش‌های جنگ تحمیلی و جای گلوله‌های منافقان و از خدا بی خبران دیروز را این بار در كوچه و بازار و تن بسیجیان و نیروهای انتظامی - این حافظان امنیت مردم با قمه و ضربات سنگ و شعله‌های آتش، گشودند به پای مصنوعی و سینه خسته جانبازان و حتی بانوان و كودكان رهگذر هم رحم نكردند و منافقانه سلاح اهدایی امریكا و اسرائیل و انگلیس را به سوی مردم شلیك كردند، تا به خیال خام خود با كمك رسانه‌های بیگانه ناجا و بسیج را متهم كنند." ببینید چه دروغی می گویند، تمام عکس هایش هست، تمام فیلم هایش هم هست، خودتان یک سری تشریف بیاورید یوتیوب و فیس بوک تا همه را ببینید، حتی عکس بسیجی که شلیک کرده و مردم را کشته با اسم و مشخصات همه چیز معلوم است. این سردار فکر کرده شما همین نامه را قاب می کنید و می شود نامه اعمالش، بعدا هم صد تا فیلم اعتراف برایتان می خواهد بفرستد که اینها منافق بودند. از سر تا تهش دروغ است. منافقین کجا بودند؟ منافقین که الآن با وزارت اطلاعات دارند حال و حول می کنند و اصلا صداشان درنمی آید، ملت بودند، کلی زن و مرد و بسیجی جبهه رفته بود که کتک خورد، نه بسیجی تقلبی که بیست سالش است و ادعا می کند فرمانده جنگ بوده، حالا جنگ بیست سال است تمام شده. ببینید، تو را به خدا حواس تان باشد، جنگ سال 1368 تمام شد، اگر یکهو یکی آمد و پانزده سالش بود و گفت من جبهه رفته ام باور نکنید ها! اگر یک بچه هفت ساله آوردند و گفتند این فرزند شهید است باور نکنید، مگر می شود یک همسر شهید چهارده سال حامله باشد؟ نه ماه، نه، فوقش ده ماه. سر خدا و شما را که نمی شود کلاه گذاشت.

آقای مهدی عزیز!

من دیگر زیاد وقت تان را نمی گیرم، فقط آخرین نکته که ایشان گفته است که نیروهای حافظ امنیت هیچ سلاحی نداشتند، دروغ به این گندگی می شود، آقای بسیجی با یک مسلسل جلوی دوربین شلیک کرده و یکی را کشته است، اسمش هم معلوم است، حالا ما آدم فروشی نمی کنیم، ولی خودتان اگر از دفتر بپرسید همه مشخصاتش را می دهند، تمام خیابان پر بود از بسیجی و لباس شخصی و لات و چاقوکش تحت امر سردار خرس گنده، همه شان هم کلت و قمه و همه جور اسلحه داشتند. آقای مهدی! من این حرف ها را زدم برای اینکه فردا پانشوید بیایید این طرف ها، این ها به هیچ کس رحم نمی کنند، هی می گویند منتظریم منتظریم و بعد ترانه های مهستی و هایده را تغییر می دهند و برای شما می خوانند، انگار شکوفه نو است نه مهدیه تهران. در هر حال من فقط قصدم رساندن این پیام به شما بود، چون نخواستم توی فامیلی و خانواده بعدا بگویند که نبوی می دانست و نگفت. امیدوارم موفق باشید و اصلا به حرف اینها گوش ندهید، همه شان دروغگو هستند، یکی از یکی بدتر. بقول آن آقا احمدی نژاد از فیروزآبادی بدتر، فیروز آبادی از ثمره بدتر هاشمی از هاشمی بدتر مشائی، و از همه بدتر آن الهام که البته شما کاریش نکنید چون خداوند او را زده و یکی نصیبش کرده که تا زنده هست فقط زجر بکشد. قربتون برم .

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید ابراهیم نبوی

..........................................................................................................................

متاسفانه عکسایی که رو صفحه ی اصلی گذاشتم به قول این فیلمه فرت شد

تو ادامه ی مطلب میذارم


خدا نگهدار


?دامون | در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ساعت 13:21 | پیوند  | 
شنبه ي خونين

به نام ایزد آزادی

 

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است

با ریشه چه می کنید؟

 

گیرم که بر سر این خاک بنشسته در کمین پرنده ای

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟

 

گیرم که می زنید ، گیرم که می برید ، گیرم که می کشید

با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟

 

سلام

اول از همه می خوام سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی و سالروز شهادت دکتر چمران رو تسلیت بگم

و بعد

شنبه تو اخبار با یه سری ... نشور به عنوان سر دسته ی اغتشاشگران و آشوبگران مصاحبه کرد

خیلی جالب بود نمی دونم دیدید یا نه ولی می خواستم بگم که آدمی که دواغشو نمی تونه بکشه بالا اومده بود جلوی دوربین و از آشوبی که به راه انداخته بود و جوونا و نوجوونا رو تحریک کرده بود سخن می راند

می خوام بدونم آیا آزادی تو ارزش این کارا رو داره که به خاطرش بیای تمام کارایی رو که کردی نفع کنی؟

تویی که با دوتا چَک کل آرمانات یادت میره دیگه چرا اصلن میری توی خیابون

همین شماهایین که باعث شدین بگن این جماعت خس و خاشاکن

 

خس و خاشاک تویی / دشمن این خاک تویی

شور منم ، نور منم / عاشق رنجور منم

زور تویی ، کور تویی / هاله ی بی نور تویی

دلیر بی باک منم / صاحب این خاک منم

............................................................................................................................

و می خواستم به آقا !!!!!! بگم که ایندفعه نتونستی و نخواهی تونست با دوتا خطبه تو نماز جمعه تمام زحمات ما رو دود کنی بره

ایندفعه فرق می کنه ، ایندفعه یه سری دانشجو نیستن ، ایندفعه همه ی مردم پشت همن

یعنی فکر می کنی رأی دادن مردم بخاطر اعتماد به نظام بود؟

یعنی فکر می کنی که مردم به تو و دار و دسته ت اعتماد دارن؟

یعنی فکر می کنی که مردم به آینده امیدوارن؟

مردم به خاطر این رأی دادن که فکر می کردن می تونن احمدی نژاد رو سرنگون کنن و در اونصورت شاید میشد گفت که یه اعتمادی که دیگه داشت کامل از بین می رفت کمی برگرده که خدارو شکر همچین اتفاق بدی نیفتاد و نشون دادین که دیکتاتوری دینی شما تحت هیچ شرایطی به مردم اعتنا نمی کنه

این بار تا ته وایسادیم

 

باران منشینید خموش ایران در سایه ی دار است

زیر ساطور تبه کاران است منشینید خموش

در کشور ما سرب سوزان است پاسخ گر بپرسی از عدالت

هر ره دیگر بود مسدود جز راه رذالت

منشینید خموش یاران ایران در سایه دار است

منشینید خموش

....................................................................................................................

ای همه شعر و حکایت / ای بزرگ ای بی نهایت

ای همه دار وندارم / اعتبارم ای ولایت

 

ای وطن بیچاره ی من

در طول تاریخ هر کسی آمد و مدتی بر مردمت سلطنت کرد و مردم رابه خاک سیاه نشاند و رفت.

هر کسی از صدقه سر تو ، زندگی رو به کام خودش کرد و رفت.

و هر کسی که حرفی زد به عنوان ، بی دین ، دشمن مردم ، دشمن امنیت ، آسایش ، رفاه و رذل و پست و ملحد خوانده شد و نه تنها خودش بلکه خاندانش بر باد فنا رفت.

و ما ،

خشمگین ما بی شرفها مانده ایم

..................................................................................

ندا جان انتقامت را خواهيم گرفت


?دامون | در جمعه پنجم تیر 1388 ساعت 14:24 | پیوند  | 
نامه ی پیمان عارف

 

آقای احمدی نژاد میدانید با دانشگاه چه کردید؟ (نامه

سرگشاده پیمان عارف به محمود احمدی نژاد)

 

 

آقای رئیس جمهور میدانم شرط نزاکت اقتضاء میکند، آدمی نامه خویش را با گفتن واژه "سلام" و ابراز ادب و احترام به مخاطب خود آغاز نماید. لیکن از آنجا که از کودکی بر سر کلاسهای تعلیمات دینی آموخته ام "سلام" یعنی ابراز تسلیم بودن گوینده و آرزوی سلامتی مخاطب و نیز از آنجا که مطلقا چنین آرزویی را در باب شما ندارم، مرا ببخشید که بین شرط نزاکت و شرط صداقت، دومین را برمی گزینم!

آقای احمدی نژاد 3 سال پیش در چنین ایامی وزارت علوم کابینه مهرورز شما به دستور وزارت فخیمه خفیه تان، چند روزی میشد که دستور اخراجم را از دانشگاه تهران صادر کرده بود و بنده روزهای سخت اعتصاب غذا را پشت سر میگذاشتم. البته حتما شما نمیدانید که 2 هفته پیشتر از آن ایام، من "دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران" ی بودم که قرار بود تا چندی دیگر رساله خود را دفاع کنم و دوره دکتری خویش آغاز نمایم. دوره ایکه اگر به آن هنگام آغاز شده بود، بی تردید اکنون به پایان خود نیز رسیده بود! در تمام این سه سال هرگاه خواستم قلم بر کاغذ جاری سازم و نامه ای سرگشاده به جنابعالی نگارم، دستانم لرزید و قلم یاری نکرد. تا مبادا نامه نگاری به شمایی که چنان بر صریر قدرت نشسته اید بر عجز و لابه و التماس نگارنده به حاکم جور برای باز پس دادن حقی که از سر جفا ستانده است، حمل نگردد.

هیچگاه به شما نامه ننوشتم. زیرا حقیقتا بر تخت قدرت برایتان شانیت خطاب قائل نبودم. اما امروز که چراغ دولت تان روی به خاموشی دارد و "کابینه سیاه" تان روی به پایان، تنها برای ثبت در تاریخ و نیز برای اینکه خود بدانید در این 4 سال با دانشگاه چه کردید، تصمیم به نگارش این مکتوب گرفتم. قطعا مرادم از این مکتوب مطالبه حق خود و یا حق دانشگاه –حقی که به جفاکارانه ترین صورتی ناحق اش کردید و البته فغان عدالت نیز سر دادید- از شما نیست. چه طلب حق به شکلی ملتمسانه دقیقا همان چیزی است که حاکمان جور از آنانی که رعایای خویش می پندارندشان میخواهند تا مستانه نعره پیروزی سردهند و فتح ابواب ستم نوید!

1- 4 سال پیش در چنین ایامی به لطف "مهندسی انتخابات" حضرات امنیتیون اطلاعاتی و نظامی و البته باز به لطف امدادهای غیبی جنتی و مینوی شرمگینانه و دست بوسانه به کاخ ریاست جمهوری راه یافتید تا آن شیخ لرستانی تمام 4 سال بعد از آن تاریخ را در حسرت و درد غفلت و خواب بامدادان خماری به سر برد که آراء اش را طی دو ساعت زیروروی ساخته بود!

"گناه نخستین" تان را در همان شب انتخابات مرتکب شدید و نخستین جفا را در حق مهدی کروبی مرتکب.

آری، ورودتان به کاخ ریاست جمهوری ورودی جفاکارانه بود و با جفا نیز ادامه یافت. شما با ناحق کردن حق شیخ اصلاحات، ناحقی برای خویش تدارک دیدید که در تمام چهار سال پس از آن تاریخ به قیمت ناحق کردن حقوق و آزادیهای شهروندان ایرانی در سطوح و شقوق گوناگون تداوم یافت. هرچه خواستید کردید و هر چه خواستید برداشتید و هر که خواستید افکندید! آن قدر افکندید که از افکندگان تان پشته ها ساخته شد و از زندگیهای تباه شده ایرانیان منظومه ها سروده.

اما بیشترین تباه کاریها و ستمها را به نظرم بیش از هرجای دیگر در حوزه دانشگاه مرتکب شدید.

دانشگاههای ایران در 4 سال گذشته آیینه تمام نمایی است از سرکوبگری دولت شما و حاکمیت روح پادگانی کابینه شما بر آنجایی که "انتقاد و عقلانیت انتقادی"  سامانگر بنیادین اش است.

آخر میخواستید انقلاب فرهنگی دوم راه بیاندازید و "اطاعت" بر جای "انتقاد" فرو نشانید و دانشگاهی "بله قربان گو" داشته باشید. و البته در این راه هرچه خواستید و هر چه توانستید انجام دادید و از هیچ ستمی نیز فروگذاری نکردید.نه تنها به قول خودتان لیبرالها و سکولارها را از حریم امن و مقدس دانشگاه بیرون راندید بلکه بدین نام و بدین مدعا ، هر آن کس که کمترین ناهمخوانی با گفتار دولتی تان داشت و ذره ای خارج از گفتمان "خلافت اسلامی"  تان قرار میگرفت، نیز به تیغ جفا و شمشیر حذف تان گرفتار آمد.

2-ماهی از راه یافتگی تان به کاخ ریاست جمهوری نگذشته بود که بساط سلطنت معممی مطلقا غیر دانشگاهی به نام شیخ عباسعلی عمید زنجانی بر دانشگاه تهران برپای ساختید و آنجایی که نماد آموزش عالی و آکادمی ایرانی محسوب میشود، به سیطره "آکادمی ستیزان" درآوردید.

شیخ عمید زنجانی نماد پروژه دانشگاهی دولت شما محسوب میشود. دولتی که دانشگاه و خرد نقادانه آن را بر نمیتابد و راه "حوزوی سازی" دانشگاه را در پیش میگیرد.

آقای احمدی نژاد ، آیا وقتی امام خمینی از وحدت حوزه و دانشگاه سخن میگفت منظورش سیطره و هجمه حوزه بر دانشگاه بود و یا اینکه حقیقت انقلاب 57 آن چیزی بود که شهید مطهری دریافته بود و از عقلانیت آزاد در دانشگاه ،حتی به بهای آزادی مارکسیستها و آزادی ستیزان چپگرا نیز دفاع میکرد؟!

اما شما به نام وحدت حوزه و دانشگاه و انقلاب فرهنگی دوم با فهمی کاریکاتوریزه از آرمانهای انقلاب ،مشتی نظامی و حوزوی بر دانشگاهها حاکم کردید که کوچکترین اطلاع، آگاهی و سررشته ای از موازین، مناسبات، زیست دانشگاهی و جهان آکادمی نداشتند!

شیخ عمید که نماد اعظم شان بود، کار خود با اخراج با اخراج و تصفیه سیاسی-ایدئولوژیک و شکایت از دانشجو و ممنوع الورود کردن آغاز کرد تا دیگرانشان نیز در امیرکبیر و علامه طباطبایی و دانشگاه شیراز و صنعتی شریف و مازندران و دهها دانشگاه دیگر، راه استاد اعظم بنیادگرایان را در پیش گیرند. آخر شیخ دانشگاه تهران، پیش از دوم خرداد و در مقام ریاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی توانمندی خویش در حذف و تصفیه دگراندیشان را با اخراج سید جواد طباطبایی و جلیل روشندل و جواد شیخ الاسلامی و چندین استاد برجسته علوم سیاسی دیگر به اثبات رسانده بود.

3-چند ماهی از ریاست تان بر کابینه نگذشته بود که پروژه ممنوع التحصیل کردن و اخراج دانشجویان منتقد را کلید زدید. پروژه ایکه پس از چندماه به پروژه دانشجویان سه ستاره معروف گردید. در بهار 85 ، پروژه دانشجویان 3ستاره را با اخراج من از دانشگاه تهران و اخراج 2 نفردیگر از دانشجویان کارشناسی ارشد از دانشگاههای تربیت معلم و مفید آغاز نمودید.

آیا به راستی زمانیکه تصفیه دانشگاهها را با اخراج ما شروع میکردید، لحظه ای وجدان تان به سراغ تان نیامد و ندا در نداد که " هان، با زندگی و آینده جوانان وطن ات چگونه بازی میکنی؟!"

اخراج کردید و ممنوع التحصیل تا طی این دوره دهها دانشجوی دوره تحصیلات تکمیلی (فوق لیسانس و دکتری) را از دانشگاه بیرون رانده باشید. واقعا به شما تبریک میگویم. شما در نابود کردن زندگی بهترین و موفق ترین دانشجویان منتقدتان در این 3 سال کاملا موفق بودید. شما توانستید رتبه های برتر کنکور کارشناسی ارشد را از دانشگاهها بیرون کنید و وزیر علوم تان حتی کار را به جایی رساند که " 3 ستارگان" را به زنا و فساد اخلاقی متهم کرد. همان زمان نیز گفتم و نوشتم که لطفا اگر سندی مبنی بر فساد اخلاقی بنده –به عنوان اولین دانشجوی سه ستاره- در اختیار دارید منتشرش کنید تا افکار عمومی نیز پی به شرارت منتقدین تان ببرند و فریادهای ما خاموش گردد. چیزی البته نداشتید که منتشر کنید وگرنه در این 3 سال حتما.....!

بگذریم. شما در 21 آذر سال 85 در دانشگاه امیرکبیر گفتید ستاره های ستاره داران را بر دوشهاشان مینهید و درجه ستوانی بدیشان اعطا میکنید و به سربازی شان میفزستید تا لابد بهتر پادگانیزه شوند و به جای انتقادکردن، اطاعت کردن بیاموزند. در این کار هم موفق شدید. حداقل فعلا ستاره های من بر شانه هایم جای دارد و بجای "گفتگوی انتقادی" در آکادمی ،خبردار ایستادن و اطاعت کردن و چونان دوران حکومت طالبان در افغانستان به جرم اصلاح صورت کردن به بازداشتگاه رفتن را تجربه مینمایم و البته شما را انسانی موفق میدانم! آری، شما ای سردار بزرگ. شما در نظامی کردن کشور و حاکم ساختن سرداران بر این آب و خاک نه تنها موفق بودید، بلکه در نظامی کردن منتقدین و به سربازی فرستادن ایشان نیز متبحر نمودید.

4-در طی این دوره متجاوز از چندین هزار دانشجوی کارشناسی را به حکم تعلیق کمیته های انضباطی گرفتار آوردید و دچار محرومیت موقت از تحصیل نمودید. آیا بدین هنگام لحظه ای نزد خویش اندیشیدید که طرف حسابتان یا بهتر است بگویم طرف انتقامتان ،جوانان 18،19 ساله ای هستند که هر یک امید خانواده ای و شاید پدرومادر پیری را حامل اند؟!

آیا فکر نکردید که با حکم کمیته انضباطی برای فلان دانشجوی کارشناسی که حداکثر شاید در فلان تجمع اعتراضی احیانا صنفی علیه شرایطی که شما در کشور ایجاد کرده اید، شرکت نموده است، چه بر سر او می آید و چه محنتی گریبان گیر چشم به راهان او در فلان شهرستان؟

5- آقای احمدی نژاد از باب دیگری نیز باید به شما تبریک بگویم. شما موفق شدید تقریبا تمامی تشکل های مستقل دانشجویی را به تعطیلی بکشانید و سرکوبشان کنید. حتی وقتی در این کار با ناکامی مواجه شدید، ذهن مهندسی (!) تان یاری کرد و به فکر بولدوزر افتادید تا حتی از  بولدوزر انداختن به دفتر انجمن اسلامی امیر کبیر نیز ابا نکرده باشید. شما واقعا سرکوبگر ماهری هستید. به شما تبریک می گویم.

6- اما شما معجزه قرن 21 بودن خود را به گونه دیگر نیز نشان دادید. آنجا که از زندان دانشگاه ساختید و دانشگاه به درون زندان اوین منتقل کردید تا جمله « اوین دانشجو می پذیرد» را به بهترین صورتی معنی کرده باشید. آری شما اوین را دانشگاه کردید، وقتی که در این مدت صدها دانشجو را زندانی نمودید و راه رندان اوین و بویژه بند مخوف 209 اش را بدیشان نشان دادید. علیه دانشجویان امیرکبیر آن توطئه رسوای جعل نشریات را راه انداختید تا چنان که آزاد شده ها در آن مقطع گفتند، بدیشان شکنجه هایی روا داشته شده باشد که آدمی را بیاد آنچه شمایان خود در باب ساواک و کمیته مشترک ضد خرابکاری دوران پهلوی می گویید، بیاندازد.

و البته وای بر شما که با این حال ایران را آزاد ترین کشور دنیا خواندیدو فریب کارانه و دروغگویانه از " آزادی انتقاد" در این کشور،ادعاها ساختید و سینه ها دریدید!

7- آقای احمدی نژاد برایتان شانیت خطاب قائل نیستم و سخن با این بند کوتاه می کنم. در تاریخ پیش از انقلاب خوانده بودم که فلان مبارز و چریک ضد دولت پهلوی زیر شکنجه ساواک کشته شد و فی المثل آیت الله سعیدی چنین شد و بهروز دهقانی چنان و بیژن جزنی هاو کاظم ذوالانوارها و... نیز آنچنان. اما گمان نداشتم که سی سال پس از انقلاب جمهوری خواهانه ایرانیان و در عهد دولت شما بخوانم که فلان دانشجو کرد در زیر شکنجه اداره اطلاعات کردستان کشته شد و یا فلان زندانی سیاسی در زندان اوین گوهر دشت به مرگی مشکوک و ناگهانی گرفتار آمد. اما شما از پس این معجزه نیز بر آمدید. با این تفاوت که اگر آنانی که زیر شکنجه دولت سرکوب گر پهلوی کشته می شدند چریک های بودند مسلح، آنانی که در زیر شکنجه دستگاه خفیه شما جان خویش را از دست دادند، کسانی نبودند جز دانشجویان بی پناه و مسالمت جو. آنان کسی نبودند جز فعالین مدنی دموکراسی خواه و صلح طلب.

آری شما معجزه هزاره هستید. معجزه دهشتناک ترین ساحت وجودی آدمی. می توانید روزها بر خویش ببالید و خود را معجزه بپندارید؟ البته شب هنگامان آنگاه که می توانید با وجدان اخلاقی خویش تنها باشید، قطعا شرمگینی بیش نخواهید بود.

 

پیمان عارف ، دانشجوی سه ستاره دانشگاه تهران / ۵خرداد ۱۳۸۸


?دامون | در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 ساعت 19:31 | پیوند  | 
میگن باید بخندیم!!!!

به نام ایزد آزادی


میگن باید بخندیم ، بهونه مون چی باشه

وقتی دلا گرفته س ، و داره خون می پاشه

از آسمون رو ماها

کشتن مارو روباها

برای خنده کردن ، دیگه بهونه ای نیس

مونده برای ماها ، فقط یه جفت چش خیس

میگن که : وقتی عیده

اگه نخندی عیبه

ولی بگو که آخه ، چطوری ما بخندیم

درای ماتمو ما ، بگو چطور ببندیم

وقتی حروم شادی

وقتی که نیس آزادی

وقتی که آزادی نیس ، دلیل شادی چیه ؟

مرهم دردای ما ، به من بگو که کیه ؟

قناری های مرده

غنچه های پژمرده

اینجا زیاده اینا ، بازم بگو بخندیم

بازم بگو که باید ، به دنیا دل ببندیم

برای چی بخندیم

به چی ش ما دل ببندیم

......................................................................................


سلام

چطورین؟

امیدوارم هیچکدوم حال منو نداشته باشین

این شعرو عید گفته بودم

تا بعد

یا حق


?دامون | در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 ساعت 15:43 | پیوند  | 
درد دل

به نام ایزد آزادی

 

حرف هایی داشتم پروردگار

حرف ها از تلخی این روزگار

 

حرف هایی از ته دل داشتم

سخن از کشتی در گل داشتم

 

کشتی ام در گل از وضع جهان

در شگفتم از جهان در این زمان

 

یک نفر شب ها در هنگام خواب

سر به بالین می نهد بی نان وآب

 

آن دگر شب ها هنگام طعام

نوش جانش می خورد قوتی تمام

 

یک نفر از صبح تا شب کارگر

یک نفر در حسرت نان خون جگر

 

یک نفر از فرط شادی مست مست

یک نفر زنجیرهایش را گسست

 

یک نفر هم سال ها زحمت کشید

روز خوش در زندگانی اش ندید

 

یک نفر هم سال ها خوابید و خورد

مال مکنت از پدر جان ارث برد

 

یک نفر هم درس خواند و بعد از آن

آه ، منت ها کشید از ناکثان

 

تا که او هم کارمندی دون شود

صاحب یک شغل نامیمون شود

 

آه یا رب این جهان وارون شده ست

دیده ها چون کرخه و کارون شده ست

 

آه این عالم پر از نفرین شده ست

آه لبریز از نفاق و کین شده ست

 

جای مهر و مهربانی و وفا

آمده قهر و دورویی و ریا

 

از محبت هیچ آثاری نماند

هیچ کس آواز آزادی نخواند

 

هر کسی فریاد زد از روی عشق

عاقبت تکفیر شد از سوی عشق

 

هر کسی فریاد زد کافر هموست

فرد عاصی را ، نمی دارند دوست

 

حکم عصیان حبس وزندان است و بس

هر که آزاده ست ، افتد از نفس

 

طعم حق را ما فرامُش کرده ایم

ما ندایش را ، خامُش کرده ایم

 

آه یا رب ذهن ما بیدار ساز

آه یا رب دیده هامان کن تو باز

 

تا ببینیم آنچه هست و آنچه نیست

تا بدانیم ما ، حق همراه کیست

 

تا که همراهش شویم با جسم و جان

تا نباشیم ما همچون دیگران

 

آن کسانی که در هنگام نماز

دست هاشان هست سوی حق دراز

 

کای خداوند بزرگ و متعال

بهر ما بفرست تو اسباب و مال

 

ای خدا ما طالب حقیم و بس

ما نمی خواهیم عشرت در قفس

 

پس خداوندا تو ما را شاد کن

روح ما را از قفس آزادی کن

 

......................................................................

 

سال نو مبارك

 


?دامون | در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 ساعت 15:19 | پیوند  | 

 

*
*
*
*
*
*
*